خرید بک لینک

غزل ناتمام

دیشب دو بوسه اش که دو دنیا پیام بود

تک بیت های یک غزل بی کلام بود

گفتم نمی شود غزلی در دو بیت گفت

خندید و گفت: این غزلی ناتمام بود

برچسب: نویسنده: متین نوری تاريخ: سه شنبه 1 آبان 1397 ساعت: 5:03

چشم های دخترک چشم های دخترک دو شاعرند خالق تمامی ترانه های عاشقانۀ معاصرند چشم های دخترک فرشته اند این فرشته های وحی تخم خویش را در میان واژه واژۀ تمام حرف های شاعرانه کشته اند نقش خویش را در میان سطرسطر دل نوشته ها با قلم پَر امید با دوات سرخ دل نوشته اند تاروپود فرش دستباف عمر را با نخ طلایی حریر لحظه های ناب

برچسب: نویسنده: متین نوری تاريخ: سه شنبه 1 آبان 1397 ساعت: 5:03

گلچین ضرب المثل های انگلیسی بخش 21: .Life is half spent before we know what it is زندگی تا بیاییم بفهمیم که چیست نصف آن دیگر نیست. .He hath left his purse in his other hose مثل این که کیف پولش داخلِ آن یکی شلوار او جا مانده است. .A good lawyer is an evil neighbour یک وکیل خوب بد همسایه ای است. .He that is po

برچسب: نویسنده: متین نوری تاريخ: سه شنبه 1 آبان 1397 ساعت: 5:03

دکتربازی من راضی ام و مریض من هم راضی است لجبازی او همیشه ظاهرسازی است این راز من و دختر همسایۀ ماست: هر روز غروب وقت دکتربازی است این دخترک از قرص تنفر دارد یک باسن از سرنگ دلخور دارد با این همه او به عشق دکتربازی هر روز غروب وقت دکتر دارد

برچسب: نویسنده: متین نوری تاريخ: سه شنبه 1 آبان 1397 ساعت: 5:03

ای نوگل من، دخترک ترک زبان

ای یاسمن دامنه های سبلان

مثل گل روی فرش تبریز بمان

از باد خزان همیشه در امن و امان

برچسب: نویسنده: متین نوری تاريخ: سه شنبه 1 آبان 1397 ساعت: 5:03

مث دخترا هی بگو «نه»، ولی

یه جوری بگو «نه» که یعنی «بلی»!

برچسب: نویسنده: متین نوری تاريخ: سه شنبه 1 آبان 1397 ساعت: 5:03

عضو غریبه یک عضو غریبه در تن خود دارم او را باید به حال خود بگذارم گهگاه که من خفته ام او بیدار است گاهی هم او خفته و من بیدارم انگار که یک هوش مجزا دارد فرمان مرا به هیچ می انگارد از پیش سرافراز به پیروزی خویش هر بار مرا به جنگ وامی دارد

برچسب: نویسنده: متین نوری تاريخ: سه شنبه 1 آبان 1397 ساعت: 5:03

در شرق نبوغ مردمان موروثی است

این خلسۀ عرفانی چینی ـ روسی است

در ذات خودش دانش غربی کشک است

چون شصت و سه گیگ سوپرم ویروسی است

برچسب: نویسنده: متین نوری تاريخ: سه شنبه 1 آبان 1397 ساعت: 5:03

خواهرزن آن گناهی که به من واجب بود فتح خواهرزن این جانب بود بی شرف نیم وجب بود، ولی سطح رشدش چقدَر جالب بود عصر آن روز که تنها بودیم و زنم ـ شکر خدا ـ غایب بود خودش انگار تنش می خارید و به یک کار بدی راغب بود گفتم این را نخورم مدیونم بدرقم شهوت من غالب بود دشت اول دو سه تا بوس گرفت سرشب کل مرا کاسب بود

برچسب: نویسنده: متین نوری تاريخ: سه شنبه 1 آبان 1397 ساعت: 5:03

صفحه بندی